چهره های ماندگار قشقايی

میرزا مأذون قشقایی
میرزا محمد ابراهمیم"فرزند سید علیرضا "معروف به"میرزا مأذون قشقایی"در سال 1246 هجری در میان ایل چشم به جهان گشوده ودر سال1313 ه.ق.در شیراز وفات کرده است.مزارش در بقعه شاهزاده منصور واقع است که در دوره ستم شاهی تخریب گردیده است."میرزا مأذون"به سه زبان عالم اسلامی ترکی و فارسی و عربی شعر سروده است ودیوان قابل توجهی دارد که نسخه خطی آن در سال 1301 استنساخ شده واکنون در دست است. بهره ای از این دیوان را مرحوم شهبازی در سال 1367 (حدود 200صفحه)در مجموعه "قشقایی شعری "گنجانده است.میرزا مأذون هم درانواع و اوازن شعر کلاسیک ترکی طبع آزمایی کرده و قصاید و غزلیات و ترجیعات و رباعیات لطیفی سروده است وهم در انواع شعر عاشقی،ترکتازی ها کرده است.در هردو گونه شعرمیرزا مأذون،منبع اصلی اخذ قوت و الهام وی از قرآن کریم و احادیث نبوی است و تسلط استادانه و ماهرانه وی به سرچشمه های عرفان اسلامی سبب شده است که دراین اشعار تملیحات بسیار زیبا و استادانه ای به کار گیرد که به ویژه در تحمیدیه ها ونعت ها و مناقب سروده هایش فراوان به چشم می خورد . اشعار حماسی میرزا مأذون ،پرشور و حال و آثار تغزلی و غنائی وی غرق در لیریسم جاندار و زنده حالی است که برای بحث پیرامون بدایع آنها مجال وسیعی بایسته است
ادامه نوشته

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

شعر های زیبا تبریک روز مادر

pic1392538 akz.ir 1 شعر های زیبا تبریک روز مادر

شعر مادر(۲):
زنم از دیده بر دل روی مادر
منم مست کمان ابــروی مادر
گل از خجلت نقابی بر رخش زد
چو آمد عطر مشکین بــوی مادر
ز رنج بی حد و این خرمن غم
سپیدی خیمه زد بر موی مادر
به پروازم به دشت آرزوها
روم از بیکران ها سوی مادر
بسی آواره گشتم سوی هر کوی
ندیدم خوش تر از این خوی مادر
هزاران روی و لعل لب چه خواهم
چو دارم روی این دل جوی مادر
ز هر خار مغیلش گر رسد زخم
به تیماری روم بر کوی مادر
اسیری گشته ای ای طفل امید
اسیری در خم گیسوی مادر
شاعر: رامین امید

……..

پناه من کیست …؟:
من زاده شدم به عشق مادر
پرورده شدم به عشق مادر
در دامن او شدم چنین نور
پیوسته شدم به عشق مادر
بوی تن او بهار هر فصل
بشکفته شدم به عشق مادر
تعلیم نمودیم بیاموز
وارسته شدم به عشق مادر
از رنج زمان عبور دادی
نی خسته شدم به عشق مادر
آموخت مرا صبور باشم
دل بسته شدم به عشق مادر
هر ملک به زیر پای مادر
گل دسته شدم به عشق مادر
چون داد مرا ز شیره جان
لب بسته شدم به عشق مادر
در ساحل قلب بی کرانش
وابسته شدم به عشق مادر
او رفت و سکوت من فرو ریخت
شاعر: امید ارجمندی

……..

شعر مادر(۱):
تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سرداشتن
در بهشت آرزو ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن
روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن
صبح از بام جهان چون آفتاب
روی گیتی را منور داشتن
شامگه چون ماه رویا آفرین
ناز بر افلاک اختر داشتن
چون صبا در مزرع سبز فلک
بال در بال کبوتر داشتن
حشمت و جاه سلیمانی یافتن
شوکت و فر سکندر داشتن
تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن
برتو ارزانی که ما را خوش تر است
لذت یک لحظه “مادر” داشتن !
شاعراز: فریدون مشیری