سخنی بابزرگان وریش سفیدان شهربابامنیر
سخنی با بزرگان و ریش سفیدان شهر: سالهای دور،آن هنگام که مرد بود و اسب بود تفنگ، زندگی حال و هوای دیگری داشت. اعضای یک فامیل در خانه های خشت و گلی به سر میبردد و فاصله آنها از هم به اصطلاح(( صدا رس)) بود،اگر اتفاقی می افتاددیگر نیازی به تلفن ونامه نبود، همه با هم خبر دار میشدند اگر سور بود همه در آن شریک بودند و اگر سوگ بود، هر کس به سهم خودش، یکی نان میآورد،یکی قند ،یکی چای و دیگری گوسفند دست آخر هم پولهایشان را روی هم میگذاشتند و هزینه مراسم را پرداخت میکردند تا سالی ، ماهی دیگر که دو باره اتفاقی رخ بدهد. بزرگ ها بزرگ بودند، کوچک ها کوچک بودندو سایز ها معلوم بود. اما امروز همه چیز فرق کرده، بستگان و آشنایان هر یک در شهری و دیاری کیلومتر ها از هم فاصله دارند دیگر صدا رس نیستند به جای اسب وقاطر هم ماشین های پر سرعتی به میدان امده اند که حادثه ها می آفرینند،درگیری های فکری زیاد شده آب و برق و قسط و شهریه و چه وچه.....! همه چیز عوض شده الا یک چیز و آن مراسمات آنچنانی است . البته اینکه ما برای درگذشتگان خود احترام قایل شویم خوب است هر چند این احترام در زمان حیات بهتر است اما اینکه برای درگذشت یک نفر جان چند نفر دیگر را به خطر بیندازیم کار شایسته ای نیست. اینکه ما برای چشم و هم چشمی در برگزاری مراسم مختلف مردم را از گوشه و کنار کشور به اینجا بکشانیم و با این همه حوادث جاد ه ای جان انها را به بازی بگیریم نه برای ما سودی دارد و نه برای متوفی! فردی که از شهرستان به بابامنیرمی آید یک روز در راه امدن یک روز در مراسم و یک روز در راه بازگشت است حالا شما حساب کنید اگر یک کارمند ماهی سه بار به اینگونه مراسم دعوت شود چه باید بکند ؟جواب مخارج زندگی را چگونه بدهد؟ از طرف دیگر خانواده داغدار که عضو ویا سرپرست خود را از دست داده است و در انتظار هزار جور مشکلات و بد بختی نشسته است برای انکه در فامیل سر خورده نشود باید دارو ندار خود را خرج کندو متحمل هزینه ای بشود که تا مدتها بدهی بپردازد و این انصاف نیست، حالا با تمام این تفاسیر آیا زمان آن نرسیده است که بزرگان طوایف و ریش سفیدان فامیل دور هم جمع بشوندو ضمن حفظ ارزشها و احترام به تمام سنت هادر این خصوص تصمیمات جدیدی بگیرند مردانگی آن است که نگذاریم در فامیل و بستگان کودکی طعم فقر را بچشد،مردانگی آن است که هزینه در مان بیماران و مستندان فامیل را بد هیم، مرادنگی آن است که تا سالمندی زنده است به او احترام بگذاریم نه اینکه بعد از مرگش خودمان را نشان بدهیم قطعا این مردانگی نیست.((

محمد حسین نجفی 57 ساله متولد روستای بابامنیر( 200 کیلومتری مرکز استان فارس) ساکن شیراز -این وبلاگ در مورد اشخاص واماکن مهم ومشکلات بخش ماهور میلاتون میپردازد امیدوارم با نظرات وپیشنهادات خود ما را در این امر یاری نمایید